رفیق سربی.
از این ناراحت میشم که جملهای که من دیشب یک ساعت با زل زدن به صفحهی چت داشتم فکر میکردم تایپش کنم یا نه و در نهایت تایپ نکردم و از شدت ناراحتیش هنوز معدم داره درد میکنه، امروز خیلی راحت دوستش براش کامنت کرده. میدونی؟ از اینکه اینقدر عدم تواناییم توی برقراری ارتباط حتی با بهترین و نزدیکترین دوستام، اینجوری توی روز روشن، شبیه سیلی وسط این همه غمای دیگهام میخوره توی صورتم، خیلی غمم گینه.
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
|