حقیقتاً احتیاج دارم حرف بزنم. نمیدونم از چی و چرا! حس خفگی ناشی از سکوت قصد جونم رو کرده. از چک کردن مخاطبام و شمردن تعداد دوستام خسته شدم. صرفاً نیاز به حرف زدن دارم. حتی نمیدونم بهتره با کی حرف بزنم! بیاعتمادی به آدما ولم نمیکنه. اجالتاً آب میخورم و فکر میکنم و تا حد امکان خودمو دور نگه میدارم ازشون.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹